X
تبلیغات
اسطوره - ( سریال)بی صدا فریاد کن !!! ... گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من ، آنچه جایی نرسد فریاد است

اسطوره

نقد برنامه های رادیو و تلویزیونی و ...

 

چندی است که سریال بی صدا فریاد کن از شبکه دوم سیما در خصوص مصرف قرص های اکس در حال پخش است. این سریال توسط مهدی فخیم زاده نوشته ،تهیه ، کارگردانی و بازی شده است (ماشا... به این همه توانایی)، تهیه برنامه هایی با این موضوع در شرایط کنونی کشور لازم به نظر می آید ابتدا چند جمله از سازندگان این مجموعه نقل و سپس نکاتی ذکر می گردد:

فخیم زاده؛ «فرانسوی ها ضرب المثلی دارند که می گوید «همه چیز گفته شده و هیچ چیز نویی وجود ندارد». این نشان می دهد که موضوع اصی چگونه گفتن است. امیدوارم نوع گویش من در این کار ویژگی آن چگونه گفتن را داشته باشد. در هر حال نمی توان از قبل راجع به این موضوع صحبت کرد، من همه تلاشم را کرده ام تا کار با مخاطب عام ارتباط برقرار کند و «بی صدا فریاد کن» مناسب سلیقه مردم باشد.»

فرهاد قائمیان؛ «ریتم داستان و ضرباهنگ آن جذابیت خاصی به مجموعه می دهد، ضمن اینکه موضوع اصلی قصه هم مساله ای است که همه افراد جامعه با آن درگیر هستند. به خاطر همین فکر می کنم با مجموعه خوب و محکمی روبه رو می شویم و قطعاً مخاطب با تماشای اولین قسمت پیگیر آن خواهد شد.»

فریبا کوثری؛ «هر کاری مخاطب خاص خودش را دارد. بعضی وقت ها تماشاگر نه به خاطر نام بازیگر که به خاطر کارگردان سراغ یک کار می رود. خیلی از کارگردان های سینمایی که وارد تلویزیون شدند مثل حسن فتحی، داود میرباقری یا داریوش فرهنگ همین شرایط را داشتند؛ مخاطب جذب اسم آنها می شد. چون نامشان یک وزنه است. در «بی صدا فریاد کن» هم قطعاً همین اتفاق می افتد و آقای فخیم زاده به تنهایی می تواند تماشاگر را به دیدن کار ترغیب کند.»

لیلا برخورداری؛ «خیلی از سریال ها منحصراً وارد جریان مضرات مصرف قرص های «اکس» شده اند ولی در «بی صدا فریاد کن» روند و حرکتی در کنار موضوع «اکس» روایت می شود که کار را جذاب تر می کند. در این مجموعه در واقع قصه است که تاثیر می گذارد. داستانی درباره روابط افرادی که در مساله قرص ها روانگردان درگیر هستند و همین بخش همه چیز را جذاب تر می کند.»http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=44227

اما در خصوص این سریال چند مورد را لازم به ذکر می دانم:

۱- اتفاقات مبتنی بر تصادف ( شانس) : در این سریال آنچه که بیش از پیش در پیشبرد داستان موثر است شانس است  ، آنچنانکه می گویند درام حاصل برخورد قهرمان ( پیشبرنده داستان ) و ضد قهرمان ( کسی که در برابر قهرمان ایستادگی می کند .) بر سر هدف ، می باشد. در این سریال آنچه که ماجرا را به پیش می برد شانس است چنانکه در تشخیص قهرمان دچار تردید می شوید ( قهرمان غلام است؟ پس ضد قهرمان کیست؟ - قهرمان پلیس است ؟ پس غلام چکاره است؟ - قهرمان قاچاقچی ها هستند پس غلام کیست؟)  و این در واقع باعث بی ربطی شخصیت ها ( که به موقع در مورد آنها بحث خواهد شد ) به یکدیگر و عدم ایجاد تعلیق اصلی می شود.و ما را به موردی دیگر رهنمون می سازد.

۲- حقیقت مانندی: حقیقت مانندی آن عنصری است که باعث می شود مخاطب ماجرا را باور کند. در این سریال به این مورد هیچ توجه ای نشده است به این نمونه ها توجه فرمایید:

الف -  گفتگوی غلام و کارگر خشکشویی که باعث می شود غلام به سوی ماشین ( ریو نوک مدادی برود )و به اشتباه سوار ماشینی شود که جنازه ای در صندوق عقب آن است و او و همسرش متوجه نمی شوند که این ماشین همان ماشین نیست ، نه کلیومتر و نه وسایل داخل ماشین هیچ تفاوتی با هم ندارند.

ب-  غلو در تجهیزات پلیسی که بیشتر یادآور فیلم های ۰۰۷ (جیمز باند) می باشد البته با حذف بسیاری صحنه ها .

ج- عدم توجه به نقش واقعی خانم هایی که در نیروی انتظامی حضور دارند .

۳- عدم عمل مناسب شخصیت ها نوعی توهین به نیروی انتظامی است ، چگونه است که نیروی انتظامی می داند قاچاقچیان قرص های مرگ آور در جایی جمع هستند ولی آنها را دستگیر نمی کنند؟آیا این از شیوه های پلیسی است؟ چند جوان دیگر باید از دست بروند که سرهنگ ( فرهاد قائمیان) دستور بازداشت مسببین این مرگ ها را صادر نماید؟ نمی دانم آیا اینقدر غیرمنطقی نشان دادن اعمال نیروی انتظامی در چنین مجموعه ای توهین به این نیروی زحمتکش نیست؟ آیا احساس عدم امنیت را در مخاطب زنده نمی کند؟

از مابقی نکات می گذرم و آنها را برای نقد پس از اتمام مجموعه می گذارم ، شاید در حین پخش و پیش از تمام شدن سریال، نقد آن کار درستی نباشد اما  پخش چنین کاری در واقع با این منطق های بی منطق نوعی توهین به شعور تماشگر است و ناچار شدم این مطلب را پیش از اتمام سریال ارائه نمایم . این بار نیز فخیم زاده می خواهد با یک چهره تلویزیونی و خوش تصویر زنانه ( سارا خوئینی ها ) مانند مجموعه خواب بیدار عمل کند ( ناتاشا با بازی خانم نونهالی ) و در سریال خود جذابیت به وجود آورد، اما در مجموعه خواب و بیدار که آن هم با مشکلاتی اینچنین روبرو بود، منطق بازهم بیشتر رعایت شده بود . دوری از حقیقت و پناه بردن به منطق تصادف و شانس در چنین مجموعه ای که هدف آن آگاه سازی در مقابل مصرف قرص های مرگ آور اکس است، می تواند این توهم را برای بیننده ایجاد کند که همانطور که بسیاری از وقایع این سریال تنها در فیلم ممکن است اتفاق افتد نه در واقعیت ، آنچه که در خصوص مصرف این قرص ها هم ممکن است اتفاق بی افتد ممکن است دور از واقعیت باشد و این به معنای از دست رفتن هدف تولید چنین سریالی با آن هزینه های گزاف است . تولید سریال های ارزشمندی چون مدار صفر درجه نشان می دهد که صدا و سیما توانایی تولید برنامه های ارزشمند را دارد اما آنجا که گاه نام و رابطه به جای نگاه رسانه ای می نشیند و  از آنجا که در این نوع نگاه  تماشاگر را هنوز عنصری منفعل  می دانند، بی صدا فریاد کن های مختلفی تولید می شود که آنچه بر آنتن می رود ، با آنچه که به عنوان هدف برای آن تعریف کرده اند نه تنها متفاوت ، بلکه متضاد می باشد. شاید دور نباشد که تا چندی دیگر جلسه تقدیر و تشکر و خسته نباشیدی دیگر برای سازندگان سریال بی صدا فریاد کن برگزار گردد و در آن هنگام تنها می توان گفت :

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من ...

  

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/09ساعت   توسط   |